دوباره من،دوباره تو

دوباره چشمهای منتظر

دوباره قلب عاشقم برایت بیقرار میزند

دوباره ما

بیتاب در آغوش هم

و طعم لبهایت که نمیرود هرگز از یادم

و صدای نفس هایت که گوشم را مینوازد

و تو

نفسم میشوی در هیاهوی خستگی هایم

و آرامش

که تو هستی

و بوسه  و بوسه و بوسه

دستهایت که نوازشم میکنند و تمام میکنند آواز تنهاییم را

و بیتاب در آغوشت فرو میروم و هستی ام میشوی

و امشب که دوباره با تو برایم رویایی شد

که صدای قلبت آهنگ عشق را میا نمان نواخت

که عشق را در گوشم زمزمه کردی

و نوازش هایت که تمام میکند قصه ی عشق را برایم

که در همه ی لحظه هایمان

 نور جریان دارد

عشق جریان دارد

و ماه امشب شاهد عشق بازیمان شد

که این عشقبازی همه ی وجود من است

واین عشق همه ی هستی ام