در احادیث آمده است:«در این امّت مردی خواهد بود که او را ولید گویند و او از فرعون بدتر است.»

بنا به نظر علما این شخص همان ولیدبن یزید بن عبدالملک است که به ولید فاسق مشهور است، زیرا حوضی ساخته بود که آن را از شراب پر میکرد و خودش را در آن می انداخت و هر چه میخواست میخورد. روزی به عنوان تفأل قرآن مجید را گشود و این آیه ی کریمه در اوّل صفحه بود:«و گشودند و هرکه جبّار عنید بود و زیانکار شد.» ولید از این تفأل بسیار ناراحت و خشمگین شد و قرآن را به کناری انداخت و صفحات مبارکه ی آن را هدف تیر قرار داد و این شعر را سرود: ای قرآن، تو مرا تهدید میکنی که جبّار عنیدم؛ بله من همان جبّار عنیدم، وقتی که در روز حشر پیش خداوندت آمدی بگو ای خدا مرا ولید پاره پاره کرد.

یکی دیگر از اعمال ننگین ولید این بود که شبی در اثر کثرت شرابخواری با کنیزی همبستر شده بود و سحرگاهان که موقع نماز جماعت بود عمامه ی خود را به سر کنیز نهاد و عبایش را به دوش او انداخت و دستور داد که صورت خود را بپوشاند و به جای او به محراب رفته و نماز جماعت بخواند. کنیز آلوده دامن، با همان حالت مستی و جنابت اطاعت امر نموده و به مسجد رفت و برای آن مردم بدبخت نماز خواند و چون هوا خیلی روشن نشده بود کسی متوجه قضیه نشد؛ ولی پس از قتل ولید این راز آشکار شد و مردم شام تازه فهمیدند که در یک نماز صبح به کنیز مست ولید اقتدا کرده اند. چون کفر و فساد ولید برای همه کس روشن شده بود حتی برادران و عموزادگان و سایر افراد بنی امیه او را مذمّت میکردند لذا مردم دمشق از اعمال ننگین او به ستوه آمدند و در قصر خلافت او را تکه تکه کرده و سرش را هم به نیزه زدند و در شهر گردش دادند و تن منحوسش را هم در همان قصر دفن کردند.