رازها در دل شب در دل خاك میرود

عاشقان سهل و اسان سینه چاك میروند

در ره عشق جان را اسان می دهند

با خوشی اما چه حیران میروند

میگردند به دور عشق انها مثل پروانه

قافل از اینكه می خورند از عشق تازیانه

هستند انها در این دنیا بیمار

عاشقن افسوس ندارن هیچ یار

مرحم دردهای را دست یار دیده اند

اخر انها یار را مثال مار دیده اند